شنبه ٠٣ آبان ١٣٩٣

صفحه اصلی|شناخت کشورهای جهان|ارتباط با ما
منو اصلی
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]


اقتصاد

بخش اول: کشاورزی و دامپروری
1- مقدمه

كشاورزي فلات ايران تا اوايل قرن 14 ش/20 م به صورت سنتي و با روش‌هاي قديم بود و تنها درصد سال اخير است كه آشنايي با فرهنگ‌ها وافزايش جمعيت و به دنبال آن نيازمندي شديد به محصولات كشاورزي تغييرات بنيادي در نظام‌هاي كشاورزي به وجود آورده است. وضع زمين‌شناسي، پستي و بلندي، جنس خاك و از همه مهم‌تر شرايط اقليمي و پوشش گياهي طبيعي فلات ايران از عواملي هستند كه هر يك به نوبه‌ي خود در ايجاد و بقا و احياناً زوال و فناي كشاورزي در فلات ايران مؤثر بوده‌اند.
از ميان عوامل طبيعي محيط زيست، باران بيشتر از همه در كشاورزي سرنوشت ساز بوده است، زيرا قسمت عمداي از توليدات كشاورزي ايران به صورت ديم به عمل مي‌آيد و زراعت آن نيز به آبهاي روان سطحي و قنوات، و در نيم قرن اخير به چاههاي عميق و نيمه عميق بستگي داشته است.
در سال زراعي 1374 – 1375ش در سطح كشور 94.332 چاه عميق، 257.664 چاه نميه عميق، 30.759 قنات و 44.450 چشمه وجود داشته كه از جميع آنها بالغ بر 61.538 ميليون مـ 3 آب تخليه شده كه قسمت عمده كشور نيز در سال 1375 ش 40.074 ميليون مـ 3 آب خارج شده است كه پس از توليد برق, 14.984 ميليون مـ 3 آن براي كشاورزي استفاده شده است. گفتني است كه در 1372 ش مساحت زمين‌هاي زراعتي بالغ بر 15.458.900 هكتار بوده است.
دو منطقه‌ي پست ساحلي در شمال و جنوب كشور را بايد غني‌ترين مناطق از نظر كشاورزي دانست. در مقابل سيستان و بلوچستان با وسعتي كه 3 برابر منطقه‌ي خزري است، تنها 4/1% از كل زمين‌هاي زراعتي كشور را داراست (البته بخش كوچكي از وسعت اين استان پهناور را كه در سيستان واقعي يا دلتاي رود هيرمند قرار دارد، بايد جزو مناطق غني و پرنعمت كشاورزي دانست)؛ بقيه مناطق كشور با تفاوت‌هايي ميان اين دو قطب غني و فقير پراكنده‌اند. تنها منطقه‌اي كه از نظر وضع كشاورزي داراي تعادل نسبي است،‌ خراسان است كه با داشتن 5/18% از وسعت كشور، 1/16% از زمين‌هاي زراعي را در بر دارد. در نواحي پست ساحلي نسبت زراعت آبي و ديم تقريباً برابر است، در حالي كه در نواحي زاگرس و خراسان درصد زراعت‌هاي ديم بيشتر از آبي است و همين امر باعث مي‌شود كه در سال‌هاي كم باران خسارت‌هاي سنگيني در اين نواحي بروز كند.
محصولات كشاورزي كشور را بر حسب نوع مصرف به دو قسمت عمده تقسيم مي‌كنند: 1. محصولات غذايي، شامل غلات، حبوبات، ميوه، دانه‌هاي روغني و سبزي. 2. محصولات كشاورزي صنعتي، آنهايي كه مصرف غذايي دارد (نيشكر، چغندرقند و چاي) و آنهايي كه صرفاً در صنايع به كار مي‌رود.
* منبع: گنجي، محمدحسن. ”مدخل ايران“. دايره المعارف بزرگ اسلامي. زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي. تهران: مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي، 1367-، جلد 10، ص 512

2- محصولات غذايي
در ميان محصولات غذايي مهم‌تر از همه گندم، جو و برنج است كه به ترتيب مهم‌ترين مواد غذايي ساكنان سرزمين را فراهم مي‌سازند. گندم ضروري‌ترين ماده غذايي است كه قوت اكثر جمعيت كشور را تشكيل مي‌دهد و كشت آن در همه استانها رايج است، اما با توجه به مقتضيات اقليمي و مخصوصاً مقدار باران، كشت آن در بيشتر نواحي به صورت ديم است. فصل كاشت آن پاييز و هنگام برداشت آن از بهمن و اسفند در جنوب تا شهريور در شمال تفاوت مي‌كند. در سطح كشور تقريباً از زمين‌هاي زير كشت به گندم اختصاص دارد كه آن به صورت ديم كاشته مي‌شود. در سال زراعي 1374-1375ش در سطح كشور 6.328.000 هكتار زمين زير كشت گندم بوده كه 8/35% آن آبي و 2/64% ديم بوده است. در همان سال جمع محصول گندم 10.015.000 تن بوده كه 7/68% آن از كشت آبي و 3/31% از كشت ديم به دست آمده است.
جو نيز مانند گندم در تمامي استان‌هاي كشور بجز گيلان و بخش غربي مازندران به عمل مي‌آيد. در سال زراعي 1374-1375 ش در سطح كشور 1.674.000 هكتار زير كشت جو بوده است (9/36% آن آبي و 1/63% ديم) كه مجموعاً 2.736.000 تن (1/65% آبي و 9/34% ديم)، با عملكرد متوسط براي ديم 903 كيلوگرم در هكتار به دست داده است. در همان سال زراعي 600 هزار هكتار در استان‌هاي شمال كشور زير كشت برنج بوده كه 2.685.000 تن شلتوك حاصل كرده است.
مراكز مهم توليد انگور، آذربايجان، خراسان، همدان، فارس، قزوين و استان مركزي است و محصول آن در 1375 ش بالغ بر 1.978.000 تن بوده است.
پسته كه درخت آن نياز كمي به آب دارد و در مقابل شوري زمين مقاوم است، در بيشتر نواحي بياباني ايران رشد مي‌كند، ولي مهم‌ترين مركز توليد آن كرمان و مخصوصاً رفسنجان است كه 95% محصول كشور را توليد مي‌كند. پس از آن يزد، سمنان، دامغان و قزوين كه پسته‌ي آن شهرت دارد. در 1375 ش توليد آن 260 هزار تن بوده است. بادام در نواحي كوهستاني و نيمه بياباني و كم آب رشد مي‌كند و در سال‌هاي اخير افزايش چشمگير در قيمت آن باعث افزايش سطح كشت آن شده است. مهم‌ترين مراكز توليد آن، آذربايجان و استان‌هاي واقع در منطقه‌ي زاگرس، و مقدار توليد آن در 1375 ش بالغ بر 910 هزار تن بوده است. گردو كه در نواحي سرد كوهستاني مخصوصاً مرتفعات آذربايجان و خراسان و ايران مركزي به دست مي‌آيد و ميزان توليد آن در 1375 ش 113 هزار تن بوده است. فندق كه سطح زير كشت آن محدودتر از گردوست، ميزان محصول آن در 1375 ش بالغ بر 11 هزار تن بوده، و در آذربايجان و اردبيل به دست آمده است.
خرما در نواحي پست كه زير مدار عرض شمالي باشند، رشد مي‌كند و در نتيجه نواحي عمده‌ي رشد آن در جنوب كشور قرار دارد و شامل خوزستان، بوشهر، هرمزگان، فارس، كرمان و بلوچستان است. شمالي‌ترين نقطه‌اي كه خرما به ثمر مي‌رسد، طبس است كه از نظر عرض جغرافيايي حالت استثنايي دارد.
مركبات كه عمدتاً در استان‌هاي شمالي (گيلان و مازندران) و بخشي از استان‌هاي جنوبي توليد مي‌شود و در سال‌هاي اخير مقداري از آن به خارج، از جمله كشورهاي عربي، صادر مي‌شود. در 1375 ش حدود 3.168.000 تن انواع مركبات در كشور توليد شده است.
* منبع: گنجي، محمدحسن. ”مدخل ايران“. دايره المعارف بزرگ اسلامي. زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي. تهران: مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي، 1367-، جلد 10، ص 513 ـ 512

3- محصولات كشاورزي صنعتي
1. چغندرقند: كشت چغندرقند در ايران از 1310ش با ايجاد كارخانه‌ي قند، رواج يافته، و با افزايش كارخانه‌هاي قند روز به روز بر سطح زير كشت آن افزوده شده است. چغندرقند در نواحي پر باران و مرطوب مانند سواحل خزر و در مناطق بسيار گرم خوب رشد نمي‌كند.مناسب‌ترين محل براي كشت آن، نواحي داخلي فلات ايران و خصوصاً نقاطي است كه در پاييز ريزش برف زودرس نداشته باشد. در 1375ش در سطح كشور 160 هزار هكتار زير كشت چغندر بوده كه 3.679.000 تن محصول داده است.
2.نيشكر: توليد نيشكر در خوزستان از دوران باستان سابقه دارد، اما به علت عدم توجه به امر آبياري، كشت آن به مدت چند قرن متروك مانده بود؛ تا اينكه در 1333 ش كشت آن از سر گرفته شد. درآن سال نهال‌هاي نمونه از نيشكر هند و پاكستان در اطراف اهواز و هفت تپه غرس گرديد و به تدريج توسعه يافت. توليد نيشكر مرغوب منحصر به خوزستان است، ولي در گيلان و مازندران هم نوعي از آن كاشته مي‌‌شود كه از آن شكر سرخ تهيه مي‌گردد. در 1375ش در سطح كشور 26 هزار هكتار زير كشت نيشكر بوده كه 2.033.000 تن محصول داده است.
3. چاي: چاي از جمله نباتاتي است كه در خاك‌هاي نرم آبرفتي و جنگلي و آب و هواي معتدل مرطوب با باران ساليانه‌ي بيشتر از 100 سانتي‌متر به خوبي رشد مي‌كند و اين شرايطي است كه در گيلان و بخشي از مازندران وجود دارد. بذر و نهال چاي در 1275 ش به وسيله‌ي كاشف‌السلطنه، كنسول ايران در هند، به ايران آورده شد و در لاهيجان به مرحله‌ي كشت آزمايشي درآمد. از آن زمان تاكنون كشت آن از طرفي تا آستارا و از طرف ديگر تا حدود آمل توسعه يافته است. در 1375ش در سطح كشور 35 هزار هكتار زير كشت چاي بوده كه 277 هزار تن محصول داده است.
4. پنبه: كشت پنبه در ايران از سده‌هاي پيش از ميلاد مسيح متداول بوده، و نوع بومي آن تا سال‌هاي جنگ اول جهاني رواج داشته است. اين گياه در نواحي گرم كه متوسط دماي تابستان آن تا باشد، به خوبي رشد مي‌كند. پنبه‌ي غير بومي در ايران اول بار در 1305 ش در قريه‌ي فيلستان ورامين كاشته شد و چون زمينه مساعدي براي رشد آن فراهم بود، به زودي توسعه يافت و فراگير شد و به مناسبت اولين مكان كشت به نام فيلستاني معروف گرديد. بعدها انواع ديگر پنبه‌ي مرغوب آمريكايي نيز در ايران رواج يافت. نواحي عمده‌ي پنبه‌خيز ايران اينهاست: گرگان، مازندران، خراسان، استان مركزي، اصفهان، فارس، كرمان و آذربايجان. وسيع‌ترين كشتزارهاي پنبه در گرگان است كه در سال‌هاي مساعد نيمي از محصول ايران را فراهم مي‌سازد. در 1375 ش از سطح كشور 314 هزار هكتار زير كشت پنبه بوده كه محصول وش آن به 581 هزار تن بالغ گرديده است.
5.توتون: توتون سيگار كه از خارج به ايران معرفي شده، در مناطقي كه دماي تابستان آن ميان و و رطوبت متوسط ميان 50% تا 77% باشد، به خوبي رشد مي‌كند و اين شرايطي است كه در گيلان و مازندران و گرگان وجود دارد؛ بدين سبب، مهم‌ترين مراكز توليد آن را بايد در طوقه‌ي جنوب خزر دانست. در 1375 ش در سطح كشور 18 هزار هكتار زير كشت توتون و تنباكو بوده كه 17 هزار تن محصول به دست داده است.
6.دانه‌هاي روغني: در سال‌هاي اخير به علت ازدياد جمعيت تهيه‌ي روغن‌هاي نباتي ضرورتي اجتناب ناپذير شده است و در نتيجه كشت و برداشت دانه‌هاي روغني از قبيل كنجد، كرچك، بزرگ،‌آفتاب‌گردان، ذرت و بيشتر از همه لوبياي سويا رونقي چشمگير پيدا كرده، و علاوه بر زمين‌هاي وسيعي كه زير كشت اين نباتات رفته، كارخانه‌هاي روغن كشي متعددي نيز به وجود آمده است.
* منبع: گنجي، محمدحسن. ”مدخل ايران“. دايره المعارف بزرگ اسلامي. زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي. تهران: مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي، 1367-، جلد 10، ص 514 ـ 513

4- دامپروري
فلات ايران به سبب گستردگي و موقعيت طبيعي و دارا بودن انواع آب و هوا در مناطق گرمسير و سردسير بستر مساعدي براي پرورش انواع دام بوده است. دامداري و دام‌پروري بر اساس سنت ديرينه همواره با معيشت كشاورزي و يكجانشيني پيوند داشته، ولي به موازات آن معيشت ايلاتي (كوچ نشيني) كه خود زاده‌ي شرايط محيطي فلات ايران بوده، باعث شده است ك دامداري اساس اقتصاد ايلاتي را به وجود آورد.
در سرزمين ايران زماني وسعت مراتع كه لازمه‌ي زندگي ايلاتي است، خيلي بيشتر از امروز بوده است. در سال‌هاي اخير تلاش‌هاي فراواني در راه توسعه و احياي مراتع و تامين خوراك دام به عمل آمده است. ازدياد جمعيت و نياز روزانه به مواد گوشتي به خصوص با تغييرات سريع در راه و رسم زندگي ساكنان شهرها نيز باعث شده است كه به موازات توسعه‌ي مراتع اقدامات موثري در راه اصلاح نژاد دام‌ها به عمل آيد.
تنوع شرايط محيطي مخصوصاً آب وهواهاي مختلف سبب شده است كه در هر قسمت آن، دام‌هايي با شرايط خاص پرورش داده شوند:
1.گوسفند: پرورش گوسفند اساس و بنياد زندگي كوچ نشيني متداول در فلات ايران است. در ايران به طور تقريب 14 نژاد گوسفند تشخيص داده شده است كه هر يك به تبعيت از شرايط اقليمي منطقه خود در طي چندين مرحله اختلاط و امتزاج در ميان خود مشخصات خاصي را يافته‌اند. معروف ترين نژادهاي گوسفند ايراني اينهاست: ماكويي، مغاني، زل، كردي، بلوچي، كلكو (كله كوه)، زندي، تركي، لري، و قره گل. در سال‌هاي اخير نژاد مرينوس، آرلس و رامبويه نيز از خارج معرفي شده، و تيره‌هاي دو رگه به وجود آورده‌اند.. در 1372 ش در سراسر ايران 37.420.000 گوسفند و بره وجود داشته كه وسيله‌ي 1.193.800 واحد بهره‌برداري، نگاهداري مي‌شده است. در سطح استان‌ها بيشترين آن‌ها، يعني 7.050.000 راس در خراسان، 3.207.000 راس در آذربايجان غربي، 3.923.000 راس در آذربايجان شرقي، 2.399.000 راس در مازندران وجود داشته‌اند.
2. بز: تاب مقاومت بز در برابر خشكي و كم آزوقگي بيشتر از گوسفند است. اين دام همراه گوسفند نگاهداري مي‌شود و در نواحي خشك‌تر شمار بز در گله‌ها بيشتر از گوسفند است. در 1372ش در سطح كشور 18.923.000 راس بز وجود داشته كه وسيله 1.088.100 واحد بهره‌برداري، نگهداري مي‌‌شده است. از اين شمار 3.405.000 راس در فارس كه مهم‌ترين ناحيه‌ي تردد ايلات ايران است، وجود داشته است؛ پس از آن، خراسان داراي 2.427.000 راس، كرمان 1.573.000 راس، خوزستان 1.570.000 راس و سيستان و بلوچستان 1.311.000 راس كه از مراكز مهم نگاهداري بز بوده‌اند. شمار بز در ساير استان‌ها كمتر از يك ميليون راس بوده است.
3.گاو: از كهن‌ترين روزگار، گاو عامل مهمي در كشاورزي فلات ايران بوده، ولي اقدام مؤثري در راه اصلاح نژاد آن به عمل نيامده است؛ در نتيجه نژاد بومي گاو ايراني داراي جثه كوچك با وزن متوسط 250 كيلوگرم و شيردهي 400 تا 500 كيلوگرم در يك دوره شيردهي 182 روز در سال بوده است. در سال‌هاي اخير كه به علت ازدياد جمعيت و تغيير در نوع معيشت شهرنشينان نياز به شير و گوشت گاو رو به فزوني گذاشته است، اقدامات دامنه‌داري درباره‌ي اصلاح نژاد گاو به عمل آمده است. در 1372 ش در سطح كشور 5.128.000 راس گاو و گوساله وجود داشته كه وسيله‌ي 1.376.400 واحد بهره‌برداري نگهداري مي‌شده است. بالاترين رقم، يعني 556.000 راس در مازندران و پس از آن به ترتيب 460.000 راس در آذربايجان غربي، 448.000 راس در گيلان، 433.000 راس در آذربايجان شرقي، 373.000 راس در خوزستان و 357.000 راس در خراسان و بقيه در ساير استان‌ها پراكنده بوده‌اند. در 1375 ش در سطح كشور 9.042 گاوداري صنعتي فعال با ظرفيت 962.228 راس گاو وجود داشته كه 8.118 واحد آن مخصوص توليد شير و 924 واحد منحصراً براي پروار بندي بوده است.
سرعت رشد و توسعه گاوداري‌هاي صنعتي در ايران را از اينجا مي‌توان استنباط كرد كه توليد شير از 530 هزار تن در 1368 ش به 799 هزار تن در 1372 ش و 1.007.000 تن در 1374 ش افزايش يافته كه 40% آن در استان تهران بوده است.
* منبع: گنجي، محمدحسن. ”مدخل ايران“. دايره المعارف بزرگ اسلامي. زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي. تهران: مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي، 1367-، جلد 10، ص 514

5- مرغ و مرغداري
در 1375ش در سطح كشور 93 مؤسسه جوجه‌كشي (76 واحد مرغ گوشتي، 17 واحد مرغ تخم‌گذار)، 170 واحد مؤسسات پرورش دهنده مرغ مادر (با 1.794 سالن و ظرفيت 9.938.000 قطعه) وجود داشته كه در حدود 30% آن در استان تهران بوده است.
* منبع: گنجي، محمدحسن. ”مدخل ايران“. دايره المعارف بزرگ اسلامي. زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي. تهران: مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي، 1367-، جلد 10، ص 514

6- ماهيگيري و شيلات
ايران بجز رودخانه‌ها از دو منبع عمده و مهم ماهي صيد مي‌كند: يكي درياي خزر در شمال، و ديگري خليج فارس و درياي عمان در جنوب.
در شمال ايران، يعني سواحل درياي خزر از 1296ق/1879م كه امتياز صيد ماهي به يك تبعه‌ي روس به نام ليانوزوف داده شد، وضع ماهيگيري دستخوش تغيير اساسي گرديد. از آن تاريخ تا انقلاب 1917م شوروي كليه‌ي وسايل صيد از روسيه وارد مي‌‌شد و ماهيهاي صيد شده منحصراً به آن كشور صادر مي‌گرديد. انقلاب شوروي صنعت شيلات ايران را دچار فترت كرد؛ تا اينكه در 1306 ش شركت مختلط ايران و شوروي تاسيس گرديد و تسلط روسيه بر شيلات مانند گذشته از سرگرفته شد، ولي در 1331 ش امتياز روسيه‌ي شوروي پايان يافت و شركت سهامي شيلات ايران عهده دار امور شيلات خزر گرديد. از آن تاريخ شيلات درياي خزر در تمام طول ساحل ميان آستارا و خليج گرگان در اختيار اين شركت است كه در نواري به عرض 5 كيلومتر از ساحل و در 4 ناحيه فعاليت صيد، نگاهداري، بسته‌بندي، و صدور ماهي و خاويار ايران را بر عهده دارد. ماهيهايي كه در درياي خزر صيد مي‌شوند، بر دو نوعند: 1. فلس‌دار مانند ماهي سفيد، سوف، كپور، سيم، كلمه، آزاد و جز آن‌ها؛ 2. غضروفي مانند فيل ماهي، تاس ماهي، دراكول يا اوزن برون (ماهي خاويار) و امثال آن. در 1375 ش صيد ماهي شمال بالغ بر 74.100 تن بوده كه از اين مقدار 57 هزار تن ماهي كيلكا، 1.600 تن ماهي خاويار و 15.500 تن را ساير ماهي‌ها تشكيل مي‌داده است.
در جنوب كشور از منابع غني جانوري خليج فارس و درياي عمان مانند ماهي، صدف، مرجان، اسفنج و جز آنها از زمان‌هاي بسيار دور بهره‌برداري مي‌شده است؛ پس از آنكه مطالعات دامنه‌داري به وسيله‌ي كارشناسان دانماركي و ژاپني درباره آبزيان درياهاي جنوبي به عمل آمد، در 1335 ش شركتي به نام« شركت سهامي ماهيگيري خليج فارس »با مشاركت ژاپني‌ها تشكيل گرديد كه مركز آن آبادان بود؛ اما با مشكلاتي كه فعاليت اين شركت مواجه گرديد، شركاي ژاپني حاضر به ادامه كار نشدند و عملاً مشاركت آنها از ميان رفت، ولي كارشناسان ژاپني به استخدام شركت درآمدند. در اجراي قانون شيلات ايران مصوب 11/4/1339 ش و تشكيل شركت شيلات ايران، ماهيگيري خليج فارس با تمام ابواب جمعي خود به شركت شيلات ايران واگذار شد و از آن تاريخ مسئوليت صيد، نگاهداري، بسته‌بندي، بازاريابي، فروش و صدور آبزيان بر عهده‌ي شركت شيلات ايران است.
در خليج فارس و درياي عمان اصولاً دو نوع ماهي صيد مي‌شود: انواع ماهي‌هاي ريز و كوچك، و ماهي‌هاي گوشتي بزرگ به نام عمومي تن مخصوص كنسرو سازي. در ميان انواع مختلف ماهي‌هاي ديگر كه در درياهاي جنوب صيد مي‌شود، بايد از شوريده، شيرماهي، قباد، حلوا، و همچنين ميگو كه در سال‌هاي اخير اهميت فراوان پيدا كرده است، نام برد. در 1375 ش صيد آبزيان در جنوب ايران بالغ بر 260.920 تن بوده كه از اين مقدار 185.900 تن ماهي، ميگو و لابستر(خرچنگ بزرگ خوراكي)، 56.700 تن آبزيان غير معمول خوراكي، و 18.320 تن صيد آب‌هاي بين‌المللي بوده است. در همان سال 65 هزار تن هم در آب‌هاي داخلي توليد شده كه 29.979 تن آن در مزارع پرورشي و 35.021 تن در منابع طبيعي و نيمه طبيعي به دست آمده است.
* منبع: گنجي، محمدحسن. ”مدخل ايران“. دايره المعارف بزرگ اسلامي. زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي. تهران: مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي، 1367-، جلد 10، ص 515 ـ 514

بخش دوم: معدن
اكتشاف معدن ايران به طريق علمي از 1318 ش آغاز گرديد و در آن سال در اداره‌ي كل معادن وقت يك واحد زمين‌شناسي و اكتشافي داير شد. در 1375 ش در سطح كشور 1.257 تعاوني معدن به ثبت رسيده بود كه از ميان آن‌ها 730 واحد با سرمايه‌ي 19.957 ميليون ريال فعال بودند.
1.زغال سنگ: معادن زغال سنگ شمال ايران از آذربايجان تا خراسان گسترده است. مرغوب‌ترين جنس زغال سنگ منطقه‌ي البرز از معادن زيراب به دست مي‌آيد كه به كارخانجات ذوب آهن اصفهان حمل مي‌شود و بقيه در كارخانجات نساجي مازندران (قائم شهر و بهشهر) يا در واحدهاي صنعتي اطراف تهران و كرج استفاده مي‌‌شود. از جمله معادن ديگر منطقه‌ي البرز مي توان از شمشك،‌گاجره، نساء، لالون، گرمابدر، اليكا و گلندرود نام برد. ذخيره‌ي قطعي زغال سنگ كشور را در حدود 282.939.000 تن برآورد كرده‌اند. در 1376ش جمعاً 1.024.000 تن زغال سنگ از معادن كشور استخراج شده است.
2. آهن: سنگ آهن در بسياري از نقاط كشور از جمله در بافق، سمنان، شمس آباد (اراك)، زنجان و محلات تاكنون شناسايي شده، و در حال بهره‌برداري است. سنگ آهن در ايران عمدتاً از نوع مانيتيت، هماتيت و يا ليموتيت و اندكي با تركيبات سولفوري است ودرجه‌ي خلوص بالايي (60%) دارد. ذخاير احتمالي آهن ايران را 7/1 ميليارد تن و ذخاير قطعي آن را بيش از 500 ميليون تن برآورد كرده‌اند. در 1376 ش از معادن كشور بالغ بر 5.632.000 تن آهن استخراج شده است.
3. مس: استخراج مس در ايران سابقه‌اي كهن دارد و معادن آن در سراسر فلات ايران پراكنده است. ميزان ذخاير مس ايران را تا صدها ميليون تن برآورد كرده‌اند كه مهمترين معادن فعال آن در سرچشمه است. افزون بر اين، معادن مس فراواني در نواحي انارك (يزد)، زنجان (بايچه باغ)، آذربايجان (سرنگون،‌مزرعه و هرواباد) وجود دارد. در 1376 ش جمعاً 372 هزار تن سنگ مس در ايران استخراج شده است.
4. سرب و روي: ذخاير معادن سرب و روي كشور را بيش از 30 ميليون تن برآورد كرده‌اند كه بيشتر آن در حواشي كوير لوت و ايران مركزي (حوالي انارك، يزد، اصفهان و اراك) و نواحي پيراموني البرز قرار دارد. در 1376 ش بالغ بر 381 هزار تن سرب و روي در كشور استخراج شده است.
5. فلزات قيمتي: بر اساس اكتشافات انجام شده در اطراف محلات، رگه‌هايي از طلا كشف شده كه مقدار آن قابل توجه است. معدن ديگري نيز ميان دليجان و ميمه شناسايي شده كه به علت كمي عيار استخراج آن مقرون به صرفه نيست. در اصفهان نيز در چندين نقطه از جمله در موته معدن طلا كشف شده است. در ايران نشانه‌هايي كه دال بر وجود معادن نقره باشد، به دست نيامده است، ولي چون اين فلز غالباً همراه سرب و نيكل و مس به دست مي‌آيد،‌ احتمال وجود آن در كانال‌هاي نواحي بيرجند و بلوچستان بسيار است.
6. مواد معدني غير فلزي: از جمله ذخاير معدني فراوان و پربهاي ايران انواع سنگ‌هاي ساختماني (به صورت سنگ لاشه، تزييني و يا سنگ آهك و گچ) و خاك‌هاي معدني، و همچنين نمك را مي‌توان نام برد:
نمك: نمك كه در حواشي كويرهاي مركزي به مقادير بسيار به دست مي‌آيد و بزرگ‌ترين معادن آن در جزاير خليج فارس و مخصوصاً در جزيره‌ي قشم (دره‌ي نمكدان) وجود دارد كه ذخاير آن را 300 ميليون تن برآورد كرده‌اند.
خاك سرخ: اين خاك در بيشتر نقاط ايران به دست مي‌آيد و مهم‌ترين معادن آن يكي در جزيره‌ي هرمز در استان هرمزگان و ديگري در 30 كيلومتري غرب بجستان از استان خراسان مشاهده مي‌شود. خاك سرخ يكي از اقلام صادراتي كشور است.
خاك نسوز: اين خاك در نواحي خراسان، سمنان، اصفهان، فارس و آذربايجان غربي به دست مي‌آيد. ذخيره‌ي احتمالي آن را تنها ناحيه‌ي سمنان 1.060.000 تن تخمين زده‌اند و ذخاير احتمالي ناحيه‌ي اصفهان نيز در سميرم 4.600.000 و در دويلان 8.000.000 تن برآورد شده است.
فيروزه: از جمله محصولات معدني مشهور ايران فيروزه است كه بيشتر آن در نيشابور به دست مي‌‌آيد و ذخاير آن را از 10 هزار تا 20 هزار تن برآورد كرده‌اند. اين سنگ قيمتي در باغون از نواحي شاهرود نيز استخراج مي‌شود.
ايران از نظر مواد معدني غير فلزي بسيار غني است و بجز آنچه نام برده شد، معادن فراواني از سيليس، دولوميت، فلدسپات، بندونيت، تالك، زاج، فلدوين، تراورتن، مرمر و انواع مختلف سنگ‌هاي ساختماني و تزييني در بيشتر استان‌هاي كشور وجود دارد. ايران سومين توليد كننده‌ي بزرگ گچ در جهان است و توليد آن سالانه حدود 5 ميليون تن است.
* منبع: گنجي، محمدحسن. ”مدخل ايران“. دايره المعارف بزرگ اسلامي. زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي. تهران: مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي، 1367-، جلد 10، ص 516 ـ 515

بخش سوم: صنعت
صنايع دستي

بافندگي: هنر بافندگي روستايي در گوشه و كنار كشور بر حسب فراهم بودن مواد خام به صورت‌هاي تخصصي درآمده است كه عالي‌ترين مرحله را مي‌توان در پارچه‌هايي بافته شده از حرير ساده، ابريشم زربفت و مخمل ابريشمي دوره‌ي صفويه كه به عصر طلايي و درخشان بافندگي شهرت دارد، مشاهده نمود. صنعت حرير بافي در قرن 9 ق در خراسان، گرگان، طبرستان، گيلان، آذربايجان و فارس رونق داشته است، ولي امروزه بيشتر در اصفهان و يزد و كاشان ديده مي‌‌‌شود. ترمه‌بافي و تهيه شال‌هاي ابريشمي نيز در كرمان به مراحل عالي رسيده است كه امروزه هم شماري از نساجان بدان مي‌پردازند. يكي ديگر از منسوجات تخصصي دستي، بافتن عباست، كه بهترين نوع آن در نائين فراهم مي‌شود. بجز نايين در كوهپايه‌ي اصفهان، كرمان، شادگان و شوشتر كارگاه‌هاي فراواني به توليد آن اشتغال دارند.
قالي بافي: مهم‌ترين صنعت دستي در ايران قالي‌بافي است كه شهرت جهاني دارد و در اقتصاد ايران پس از نفت نقش عمده‌اي را داراست. قالي‌بافي صنعتي است كه صدها هزار ايراني در مراحل مختلف توليد و داد و ستد آن (از جمله ريسندگي پشم و پنبه، نقشه‌كشي، رنگرزي, توليد ادوات فلزي و ابزارهاي كار، تهيه كارگاه‌ها، پردازش، نقل و انتقال، انبار كردن، باربندي و...) اشتغال دارند و مبالغ هنگفتي در آن سرمايه‌گذاري مي‌شود. در 1375 ش قالي بافان ايران 1.346.282 قطعه فرش با 4.674.525مـ 2 مساحت با ارزش 1.580.962 ميليون ريال به حساب خود و 807.377 قطعه با 2.33.349مـ 2 مساحت با ارزش 288.230 ميليون ريال به حساب ديگران توليد كرده‌اند. در همان سال 861.229 خانوار با شمار 5.414.710 نفر از جمعيت كشور به توليد قالي و قاليچه اشتغال داشته‌اند.
بجز قالي و قاليچه در ايران مقادير بسياري فرش‌هاي ايلاتي توليد مي‌شود كه در اندازه‌هاي كوچك‌تر نقش‌هاي مخصوص به خود دارد. در 1375 ش بافندگان گليم و زيلو 151.990 قطعه با 489.687 مـ 2 مساحت با ارزش 32.850 ميليون ريال به حساب خود و 173.804 قطعه برابر با 545.175مـ 2 مساحت با ارزش 12.735 ميليون ريال توليد كرده‌ند در همان سال در سطح كشور 40.442 خانوار با جمعيت 282.049 نفر در توليد گليم و زيلو اشتغال داشته‌اند.
فلزكاري: در بسياري از آثار كه از حفريات باستان‌شناسي به دست آمده، زيور آلات مسي يا طلايي مشاهده گرديده كه وجود آن‌‌ها از قدمت و كمال هنر زرگري در فلات ايران حكايت مي‌كند. اين هنر به سبب ارزش طلا در طول تاريخ پايدار مانده، و همواره رو به كمال رفته است، تا جايي كه در حال حاضر كارگاه‌هاي زرگري كه تمام كار آنها با دست صورت مي‌گيرد، در بيشتر شهرهاي ايران رونق دارد. در اين كارگاهها بجز النگو، گردن‌بند، گوشواره و انگشتري كه مطلوب دائمي خانم‌هاست، مصنوعات طلايي و نقره‌اي ديگر مانند سيني و دستگيره‌ي استكان، گلدان، شمعدان و اشياء قيمتي ديگر نيز به دست هنرمندان زرگر ساخته مي‌شود. كارگاههاي زرگري در بيشتر استان‌هاي كشور و مخصوصاً در اصفهان، خراسان، آذربايجان و مازندران وجود دارد كه نيازمندي‌هاي محلي را مرتفع مي‌سازد.
قلم زني ظروف مسي از هنرهاي قديمي است كه در دوران‌هاي درخشان اسلامي مراحل كمال خود را پيموده، و آثار آن با نقش‌هاي بديع و يا نوشته‌هايي از آيات قرآني و آثار ادبي و فرهنگي اكنون زينت بخش موزه‌هاي بزرگ جهان است. از جمله صنايع فلزي ديگر مي‌توان از ورشو سازي در بروجرد، چاقوسازي در زنجان، قاشق و چنگال سازي در نجف آباد و جز آنها نام برد.
سفالگري وسراميك: ساختن ظروف سفالي را قديم‌ترين كاردستي بشر دانسته‌اند كه از روزگار بسيار دور مراحل كمال خود را طي كرده است. بنابر عقايدي زادگاه سفالگري فلات ايران بوده، و از اين سرزمين است كه چندين هزار سال پيش از اين (احتمالاً 10 تا 12 هزار سال) به جاهاي ديگر راه يافته است. صنعت سفالگري پاسخگوي نيازمندي‌هاي هميشگي در زندگي شهري و روستايي فلات ايران بوده كه در دوره‌هاي درخشان اسلامي به كمال رسيده است. در آن زمان نيشابور يكي از مراكز مهم تهيه انواع ظروف سفالي بود و توليدات آن با آياتي قرآني و نقوش اسلامي مزين مي‌شد، و امروزه زينت بخش مجموعه‌هاي گرانبهاي شخصي و موزه‌ها به شمار مي‌آيد.
ديگر صنايع دستي: در خاتم‌سازي شيراز، اصفهان و تهران؛ در ميناكاري اصفهان، كاشان و تبريز؛ در منبت كاري آباده؛ و در صنايع چوبي اروميه، سنندج و ديگر شهرها را مي‌توان نام برد.
* منبع: گنجي، محمدحسن. ”مدخل ايران“. دايره المعارف بزرگ اسلامي. زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي. تهران: مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي، 1367-، جلد 10، ص 517 ـ 516

صنایع ماشینی
1- صنايع سبك

1.صنايع غذايي: صنايعي كه توليداتشان صرفاً مصرف خوراكي و آشاميدني دارد:
قندسازي: اين صنعت از گذشته به طريقه‌هاي سنتي با استفاده از نيشكر طبيعي در اغلب شهرهاي بزرگ ايران توام با شيريني سازي متداول بوده است. در 1313 ق/ 1274ش نخستين بار توليد ماشيني آن در كهريزك (جنوب تهران) به وسيله شركت بلژيكي بنا نهاده شد، اما به علت رقابت واردكنندگان و عدم حمايت دولت طولي نكشيد كه تعطيل شد. حدود 40 سال بعد (1310ش) اين كارخانه پس از تعميرات لازم دوباره به كار افتاد كه ظرفيت آن 42 تن توليد قند و شكر بود. با افزايش جمعيت و توسعه ارتباطات و مخصوصاً با متداول شدن توليد شكر از چغندر، كارخانه قند در كرج و پس از آن در جاهاي ديگر تاسيس گرديد.
در 1320 ش شمار كارخانه‌هاي قند كشور به 8، در 1346ش به 29 و بعداً به 36 رسيد. در 1375 ش توليد شكر خام در كارخانه‌هاي قند ايران به 696 هزار تن رسيد.
چاي: اولين كارخانه تبديل برگ سبز به چاي خشك و بسته‌بندي آن در لاهيجان زير نظر كارشناسي كه در هند، جاوه و سيلان (سريلانكا) آموزش ديده بودند، تاسيس گرديد و پس از آن واحدهاي مشابهي در مراكز ديگر توليد برگ سبز چاي به وجود آمد.
روغن كشي: توليد روغن از دانه‌هاي نباتي مانند كنجد، زيتون، بادام زميني، كرچك، بزرك، ذرت و امثال آن كه از قديم به مقادير كم متداول بود، به صورت ماشيني و توليد انبوه درآمد و طولي نكشيد كه روغن‌هاي نباتي در همه جاي كشور متداول گرديد. اولين كارخانه‌ي روغن كشي ايران در 1317 ش در ورامين تاسيس شد. در 1325 ش با ازدياد تقاضاي روغن نباتي و استفاده از لوبياي سويا و تخم آفتابگردان، كارخانه‌هاي روغن نباتي در مازندران و گرگان و سپس در جاهاي ديگر به وجود آمد و گسترش پيدا كرد.
تهيه آرد: در بسياري از شهرهاي بزرگ سيلوهايي براي انبار كردن گندم ساخته شده است. اولين سيلو با ظرفيت 60 هزار تن در تهران و پس از آن در زنجان، مشهد، اراك، كرمانشاه، اصفهان، شيراز و ديگر شهرها سيلوهايي به وجود آمد، ولي به موازات اين سيلوها در شهرهاي كوچك و اغلب روستاها آسياهاي موتوري به تدريج جاي آسياهاي آبي و بادي را گرفت و شمار اين كارخانه‌ها كه در 1318 ش از 6 تجاوز نمي‌كرد، در اواخر دهه‌ي 50 به 1.610 رسيد. در 1377 ش در سطح كشور جمعاً 66 سيلو با ظرفيت 2.105.000 تن وجود داشته است.
توليد خشكبار: در سال‌هاي اخير عمل خشك كردن انواع سر درختي‌ها به وسيله ماشين صورت مي‌گيرد و كارخانه‌هاي بسياري براي توليد و بسته‌بندي كشمش و انواع برگه هلو، زردآلو، گلابي و نيز آلو و انجير خشك كني در سراسر كشور به وجود آمده است.
توليد ديگر مواد غذايي: بجز مواد غذايي، از جمله صنايعي كه در سال‌هاي اخير گسترش يافته، صنعت نوشابه‌سازي غير الكلي است كه ميليون‌ها ريال در آن سرمايه‌گذاري شده است.
2. نساجي: صنعت نساجي بيشتر در اصفهان و پس از آن به ترتيب در كاشان و تبريز توسعه يافت و كارخانه‌هاي جديد مصرف كننده الياف مصنوعي نيز به وجود آمد. توليدات نساجي در 1357 ش به 850 ميليون متر در سال رسيد، ولي پس از آن سال دچار كاهش گرديد و به 175 ميليون متر در 1359 ش تقليل يافت. در 1376 ش در سطح كشور766/1 كارگاه نساجي وجود داشته كه جمعاً 154.871 نفر در اين كارخانه‌ها اشتغال داشته‌اند.
3. سيمان: استفاده از سيمان در ايران سابقه چنداني ندارد. اولين كارخانه‌ي سيمان ايران در 1312 ش در شهر ري آغاز به كار كرد. ظرفيت اين كارخانه 100 تن سيمان در روز بود. گفتني است كه در 1375 ش در سطح كشور، 17.426.000 تن سيمان توليد شده است.
4. صنايع متفرقه: كارخانه و كارگاه‌هاي متعددي نيز براي توليد انواع نيازمندي‌هاي مردم در كشور به وجود آمده است كه اينها را مي‌توان نام برد: چوب‌بري: تخته سه لايي، اشباع چوب در استان هاي گيلان و مازندران؛ كاغذ و مقواسازي در استان‌هاي تهران و خوزستان؛ مبل سازي در تهران و اغلب شهرهاي بزرگ؛ چرم سازي در آذربايجان، همدان و تهران؛ شيشه و چيني‌سازي در اصفهان و تهران؛ صابون‌سازي در تهران و اغلب شهرهاي بزرگ؛ رنگ سازي در تهران و اغلب شهرهاي بزرگ؛ و چاپخانه و كارگاههاي تجليد در تهران و اغلب شهرهاي بزرگ.
* منبع: گنجي، محمدحسن. ”مدخل ايران“. دايره المعارف بزرگ اسلامي. زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي. تهران: مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي، 1367-، جلد 10، ص 518 ـ 517

2- صنايع سنگين
1. نفت: درباره‌ي مقدار ذخاير نفت ايران نمي‌توان نظر قطعي اظهار كرد. زيرا رقم اين مقدار با دستيابي به مخازن جديد همواره در حال تغيير است. در پايان سال 1355 ش /1976م ذخاير نفت خام ايران را 48 ميليارد بشكه برآورد كرده‌اند و اين در حالي بوده كه برآورد جمع مخازن نفتي جهان را 1/567 ميليارد و از آن خاورميانه را 7/307 ميليارد بشكه مي‌دانستند كه بنابر آن برآوردها سهم ايران 5/8% از كل مخازن جهان و 15% از مخازن خاورميانه بوده است. ولي در 1368ش/1989م، يعني 13 سال بعد ذخاير نفتي كشور را 93 ميليارد بشكه دانسته‌اند كه در 65 حوزه‌ي خشكي، و 9 حوزه‌ي دريايي در خليج فارس گسترش داشته است. اما از نظر توليد و فروش و اهميت اقتصادي اين ماده‌ي طبيعي بايد يادآور شد كه صنعت نفت مهم‌ترين و بزرگ‌ترين بخش صنعتي است كه داراي يكي از اولين و منسجم‌ترين تشكيلات در مجموعه‌ي نظام اداري مملكت است.
2. گاز: گاز به عنواي يكي از برترين انرژي‌هاي خداداد در كشور ايران سابقه‌ي ديرينه دارد. طبق برآوردهاي موجود ايران با دارا بودن بيش از 21 تريليون مـ 3 گاز قابل استحصال در ذخاير ثبت شده ميان كشورهاي داراي گاز جهان در مقام دوم قرار دارد. از زمان به نفت رسيدن اولين چاه مسجد سليمان (1287 ش / 1908م) گاز طبيعي كه همراه نفت به دست مي‌آمد، مي‌سوخت و به هدر مي‌رفت، تا اينكه براي بهره‌برداري صحيح از منابع سرشار گاز طبيعي كشور ملي گاز ايران در 1344 ش تشكيل گرديد و از آن تاريخ اين شركت كه تابع وزارت نفت است، مسئوليت كليه امور مربوط به اكتشاف، استخراج، جمع‌آوري، پالايش، انتقال و فروش گاز طبيعي ايران را بر عهده دارد. شركت ملي گاز ايران در اجراي وظايف قانوني خود در بدو امر به تهيه‌ي دو طرح اساسي پرداخت كه ضرورت توسعه‌ي صنعت گاز بود، يكي تاسيس پالايشگاه، و ديگري ايجاد خط لوله‌ي انتقال گاز. ساختمان اولين پالايشگاه گاز در بيدبلند (175 كيلومتري شمال شرقي آبادان و 40 كيلومتري شمال آغا جاري) در 1347 ش ‎آغاز شد و در 1350 ش به پايان رسيد. به موازات ساختمان پالايشگاه بيدبلند خط سرتاسري لوله‌ي انتقالي گاز به طول 106/1 كيلومتر از جنوب تا شمال (مرز ايران و شوروي) نيز احداث شد و بهره‌برداري از آن در مهر ماه 1349 آغاز گرديد. علاوه بر اين، در مسير اين شاه لوله اصلي در حدود 667 کیلومتر لوله فرعي به شهرهاي شيراز، اصفهان و تهران و نقاط ديگر كشيده شد.
گاز مصرفي تهران از طريق لوله فرعي 111 كيلومتري از دور راهي ساوه تا شهر ري كه محل تاسيسات گازرساني پايتخت است، تامين مي‌گردد. مصرف گاز از طريق لوله همواره رو به افزايش بوده است.
از جمله حوزه‌هاي مهم گاز طبيعي كشور كه در دهه‌هاي اخير به بهره‌برداري رسيده، حوزه گاز سرخس است كه منابع اصلي آن در خانگيران، در 165 كيلومتري شمال شرقي مشهد و 35 كيلومتري مغرب سرخس با 5/21 تريليون فوت مكعب كشف شده است. گاز تصفيه شده سرخس از طريق خط لوله 127 كيلومتري براي مصرف واحدهاي صنعتي، تجاري و خانگي به مشهد مي‌رسد. يكي از پي‌آمدهاي كشف گاز حوزه سرخس اجراي طرح عظيم سرخس – نكا در مقياس بزرگ جهاني است كه شمال شرق كشور را زير پوشش قرار مي‌دهد.
شركت ملي گاز ايران از تاريخ تاسيس، گازرساني به شهرهاي بزرگ ايران را جزو اولويت‌هاي كار خود قرار داده است، چنانكه در 1377 ش از 724 شهر موجود در كشور، 274 شهر يا حدود 30% شهرها از خدمات گازرساني بهره‌مند بوده‌اند و در 48 شهر ديگر فعاليت گازرساني ادامه داشته است.
3. صنايع پتروشيمي: امروزه كمتر صنعتي را مي‌توان يافت كه از فرآورده‌هاي پتروشيمي استفاده نكند. فعاليت‌هاي اوليه در زمينه‌ي راه‌اندازي صنايع پتروشيمي در ايران از 1337 ش با طرح احداث كارخانه‌ي كود شيميايي در مرودشت شيراز آغاز شد. بهره‌برداري از اين كارخانه در1342 ش تحقق يافت. پس از آن در مرداد 1343 شركت صنايع پتروشيمي ايران با سرمايه 830 ميليون ريال تشكيل گرديد.
مهم‌ترين واحدهاي صنايع پتروشيمي در ايران اينهاست: مجتمع پتروشيمي رازي در بندر امام خميني، مجتمع پتروشيمي آبادان، مجتمع پتروشيمي خارك، مجتمع پتروشيمي شيراز و مجتمع پتروشيمي نيپون در بندر امام خميني. در سال‌هاي اخير مجتمع‌هاي پتروشيمي سرخس و بجنورد در شمال خراسان راه‌اندازي شده است و توليدات عمده آن موادي از قبيل اسيد سولفوريك، اسيد كلريدريك، اسيد فسفريك، انواع كود شيميايي، سموم دفع آفات نباتي، آمونياك، اوره، نيترات آمونيوم، مواد اوليه‌ي پلاستيك، گوگرد، مواد اوليه‌ي رنگ سازي ولاستيك سازي و جز آنهاست.
4. ذوب فلزات:
ذوب آهن: اولين قرارداد ايجاد كارخانه ذوب آهن در ايران در 1316 ش با شركت آلماني دماك كروپ براي خريد و نصب كارخانه‌اي با ظرفيت نهايي 100 هزار تن به مبلغي معادل 5/2 ميليون ليره‌ي انگليسي به امضا رسيد. محل كارخانه در كرج تعيين شده بود و برنامه‌ اين بود كه از سنگ‌هاي آهن سمنان و معادن آهك سرخه حصار و زغال حوزه البرز استفاده شود، ولي بروز جنگ جهاني دوم و اشغال ايران به وسيله‌ي متفقين در شهريور 1320 باعث شد كه اين طرح به فراموشي سپرده شود. در 1334 ش قرار داد مشابهي به همان منظور ميان سازمان برنامه و نمايندگان همان دماك كروپ آلماني منعقد گرديد كه آن هم به سرنوشت طرح اولي مبتلا شد.
در 1338 ش سازمان ذوب آهن ايران تاسيس گرديد و در 1344 ش طرح ذوب آهن اصفهان تهيه، و همزمان با آن لوله كشي گاز سرتاسري و تاسيس كارخانه‌هاي ماشين‌سازي آغاز گرديد. در 1346 ش كارهاي ساختماني ذوب آهن و ايجاد خطوط آهن لازم آغاز شد و در 1351 ش كارخانه‌ي ذوب آهن اصفهان با روش كوره‌ي بلند با ظرفيت رسمي 550 هزار تن آغاز به كار كرد. طرح توسعه‌ي كارخانه تا ظرفيت 9/1 ميليون تن در 1352 ش آغاز، و كوره بلند دوم نيز ساخته شد و از اواخر 1362 ش با شروع بهره‌برداري از آن توليد فولاد پروفيلي به مرز 9/1 ميليون تن رسيد.
مجتمع فولاد مباركه اصفهان: اين مجتمع براي توليد 06/3 ميليون تن فولاد مذاب در سال از طريق پالايش آهن اسفنجي طراحي شده است كه تا 5/3 ميليون قابل گسترش بوده است. محصولات اين مجتمع،‌ نياز ايران را از ورق و صفحه‌ي فولادي و گالوانيزه برآورده مي‌كند. سنگ آهن مورد نياز اين مجتمع از معادن گل گهر و بافق، گاز مورد نياز آن از طريق شركت ملي گاز ايران، و آب لازم از زاينده رود تامين مي‌گردد.
مجتمع فولاد اهواز: در 1352 ش براي تاسيس مجتمع فولاد اهواز مذاكراتي ميان شركت ملي صنايع فولاد ايران و شركت‌هاي متعددي به عمل آمد و در نتيجه قراردادهايي براي تعيين محل مناسب، برآورد هزينه توليد و ديگر مطالعات اوليه منعقد گرديد. بنابراين مطالعات اولين مجتمع توليد فولاد اهواز به روش‌هاي احياي مستقيم در 8 كيلومتري جنوب شرقي اين شهر در زمين به مساحت 3 کیلومتر 2 تاسيس شد.
ماشين‌سازي: از جمله صنايع وابسته به ذوب آهن كارخانه‌هاي ماشين‌سازي است كه فعاليت آنها در اثر فراهم بودن مواد خام مورد نياز مقدور گرديده است و از آن جمله‌اند: كارخانه‌ي ماشين‌سازي اراك كه با ظرفيت30 هزار تن انواع ماشين آلات در شهريور 1351 آغاز به كار كرده است؛ كارخانه ماشين سازي تبريز كه در 1351 ش به ظرفيت 10 هزار تن براي ساختن ماشين آلات الكترونيك، موتورهاي ديزل كوچك و امثال آن به وجود آمده است؛ كارخانه‌ي تراكتورسازي تبريز كه در كنار كارخانه ماشين‌سازي ايجاد شده است؛ كارخانه نورد و لوله اهواز كه براي تامين لوله‌هاي آب و گاز مورد نياز كشور تاسيس شده است.
مجتمع ذوب مس: در 1352 ش ساختمان مجتمع ذوب مس سرچشمه‌ي كرمان ‎آغاز گرديد و در 1355 ش شركت ملي صنايع مس تاسيس شد و در بهمن 1357 حدود 95% عمليات ساختماني و نصب دستگاه‌هاي مجتمع به انجام رسيده بود كه پس از آن اين مجتمع توسط متخصصان ايراني كاراندازي شد و فعاليت آن آغاز گرديد. در 1372 ش 7 معدن مس در كشور فعال بود كه جمعاً 569 هزار تن سنگ مس استخراج شده‌ي آنها در مجتمع ذوب مس به انواع محصولات مسي (ورق، شمش، مفتول)و كنسانتره‌ي مس تبديل مي‌گرديد.
مجتمع توليد آلومينيوم: در ايران توليد آلومينيوم در دهه 1340 ش مدنظر قرار گرفت و كارخانه‌اي با مشاركت سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران و مؤسسه آمريكايي رينولدز و دولت پاكستان در اراك راه‌اندازي شد كه 70% آن سهم ايران، 25% سهم آمريكا و 5% سهم پاكستان بود. اين كارخانه در 1351 ش با ظرفيت 50 تن شمش آلومينيوم آغاز به كار كرد. در سال‌هاي بعد با تجهيز و گسترش مجتمع آلومينيوم سازي اراك انواع شمش، نورد، ورق و امثال آن در اين مجتمع توليد مي‌گردد كه عمدتاً در صنايع ساختماني مورد استفاده قرار مي‌گيرد. توليد آلومينيوم در 1373 ش / 1994 م 116 هزار تن برآورد گرديده است كه با راه‌اندازي مجتمع آلومينيوم المهدي در بندرعباس با ظرفيت اولي 110 هزار تن و افزايش ظرفيت توليدي كارخانه اراك به 110 هزار تن در 1376ش، ظرفيت توليدي آلومينيوم كشور به 220 هزار تن رسيده است.
* منبع: گنجي، محمدحسن. ”مدخل ايران“. دايره المعارف بزرگ اسلامي. زيرظر كاظم موسوي بجنوردي. تهران: مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي، 1367-، جلد 10، ص 519 ـ 518

بخش چهارم: بازرگانی
1. در 1310 ش اداره كل تجارت به موجب قانون تاسيس گرديد و بازرگاني خارجي در انحصار دولت قرار گرفت. سپس تسهيلات تشويقي متعدد درراه توسعه صادرات به عمل آمد تا حدي كه در سال‌هاي 1318 و 1320 ش در موازنه بازرگاني كشور رقم صادرات سالانه حدود 200 ميليون ريال بيش از واردات بوده است، اما شروع جنگ جهاني دوم و اشغال كشور از طرف نيروهاي متفقين دوباره بازرگاني خارجي كشور را دچار اختلالي تاسف‌آور كرد و تمام برنامه‌هاي توسعه‌اي را متوقف ساخت. پس از پايان جنگ و برگشت نسبي اوضاع به حالت عادي سياست‌هاي خاص اقتصادي بر اساس حمايت از صنايع و توليدات داخلي و رعايت حال مصرف كنندگان و احراز توان لازم براي رقابت در بازارهاي جهاني تعقيب گرديد.
در 1352 ش افزايش قابل ملاحظه‌اي در دريافتهاي ارزي كشور به وجود آمد كه بيشتر نتيجه ترقي قيمت نفت خام در جهان بود. اين امر باعث شد كه سياست‌هاي بازرگاني خارجي ايران در جهت تسهيلات بيشتر در زمينه واردات تغيير يابد. دولت وقت سياست دروازه‌هاي باز را اتخاذ نمود و تسهيلات بسياري در معاملات وارداتي به وجود آورد؛ چنانكه رقم واردات گمركي ايران كه در 1352 ش حدود 7/3 ميليارد دلار بود، در 1356 ش به رقم 6/14 ميليارد دلار افزايش يافت. از طرف ديگر صادرات غير نفتي ايران به علت عدم امكان رقابت با كالاهاي مشابه خارجي روز به روز تقليل يافت، تا حدي كه سهم آن به قيمت ثابت در كل بازرگاني خارجي كه در 1352 ش حدود 14% بود، در 1356 ش به 4% تقليل يافت. همچنين افزايش چشمگير درآمد حاصل از صادرات نفت باعث شد كه مقررات ارزي كشور دستخوش تغيير شود و بازار آزاد ارز به وجود آيد. در پي اين اقدام خريد و فروش ارزهاي ناشي از صادرات غير نفتي كشور و نيز ارزهاي خدماتي آزاد اعلام گرديد. بدين ترتيب، سيستم دو بازاري ارزي در كشور ايجاد شد و روز به روز توسعه يافت، تا حدي كه به نقل و انتقالات سرمايه‌اي سرعت داده شد. از دي ماه 1352 تا برچيده شدن اين بازار در آبان 1357 علاوه بر ارز حاصل از صادرات غير نفتي، جمعاً 7 ميليارد دلار ارز در اختيار اين بازار قرار گرفت كه قسمت اعظم آن سرمايه از كشور خارج گرديد.
به دنبال پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن 1357 هدف‌ها و سياست‌هاي بازرگاني خارجي كشور در جهت كاهش اتكا و وابستگي به خارج مورد تجديد نظر قرار گرفت، ولي ادامه مشكلات موجود در 1358 ش و اعلام تحريم اقتصادي كشور در 1359 ش از جانب آمريكا و بعضي كشورهاي اروپايي و از همه مهمتر بروز جنگ تحميلي عراق و كاهش صادرات نفت باعث شد كه منابع ارزي ايران محدود شود. از طرف ديگر به علت عدم امكان خريد به صورت مستقيم و ضرورت رجوع به بازارهاي واسطه، قيمت خريد كالاهاي وارداتي افزايش يافت، ولي تشويق و حمايت دولت از توليدات داخلي باعث شد كه قدم‌هايي در راه خود كفايي برداشته شود. با بهبود نسبي در توليد و صادرات نفت و رفع پاره‌اي مشكلات، لايحه دولتي كردن بازرگاني خارجي در 1361 ش به طور مقدماتي به تصويب رسيد. هدف اين لايحه جلوگيري از سلطه اقتصادي، سياسي و فرهنگي بيگانگان بر كشور، كاهش اتكا، اولويت روابط بازرگاني با كشورهاي مسلمان و مستضعف جهان، احتراز از معاملات حرام، حفظ موازنه پرداختها، گسترش صادرات غير نفتي، حمايت از توليدات داخلي و تغيير الگوي مصرف به سوي معيارهاي اسلامي بود. اجراي قانون سال 1361 ش توام با شرايط ژئوپوليتيكي منطقه و سياست‌هاي جمهوري اسلامي ايران در روابط با ديگر كشورهاي جهان تغييرات كلي در بازرگاني خارجي به وجود آورده، ولي حجم معاملات خارجي همواره در تزايد بوده است. حجم معاملات خارجي كشور (واردات و صادرات) روند تصاعدي خود را ادامه داده، تا جايي كه در 1375 ش به رقم 29.373.409 ميليون ريال بالغ گرديده است كه از اين رقم 23.938.419 ميليون (5/81%) مربوط به واردات و 5.434.990 ميليون (5/18%) مربوط به صادرات غير نفتي بوده است.
در بخش واردات از نظر ارزش مهم‌ترين اقلام شامل ماشين آلات و وسايل مكانيكي (از قبيل ادوات برقي، دستگاه‌هاي ضبط صوت، تلويزيون، راكتورهاي هسته‌اي، ديگ بخار و قطعات آنها) است كه به تنهايي 78/22% از كل ارزش واردات را به خود تخصيص داده است. پس از آن به ترتيب فلزات معمولي (4/14%)، محصولات نباتي (5/11%) و محصولات شيميايي (4/11) قرار دارند كه اين 4 قسمت روي هم رفته بيشتر از 60% ارزش واردات را در بر داشته‌اند.
جمهوري اسلامي ايران كالاهاي مورد نياز خود را از بسياري كشورهاي جهان به استثناي چند كشور كه با آنها روابط سياسي ندارد، خريداري مي‌كند و كالاهاي صادراتي خود را به آنان مي‌فروشد.
* منبع: گنجي، محمدحسن. ”مدخل ايران“. دايره المعارف بزرگ اسلامي. زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي. تهران: مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي، 1367-، جلد 10، ص 520 ـ 519

بخش پنجم: حمل و نقل
راههاي زميني

حمل و نقل زميني معمولاً به دو طريق صورت مي‌گيرد: يا از طريق باركش‌ ها و وسايط موتوري گوناگون، يا از طريق راه آهن. راههاي زميني از لحاظ نوع ساختمان و توان كشش محمولات به چند قسمت تقسيم مي‌شوند:
1. آزادراهها، كه براي عبور سريع ايجاد شده، و داراي معابر رفت و آمد مجزا شامل حداقل دو خط ورود و خروج است. بنابر اطلاعات موجود، در 1374 ش طول اين نوع راهها در سطح كشور 463 کیلومتر بوده است.
2. راههاي اصلي، كه پايتخت را به شهرهاي بزرگ داخلي و بنادر و يا شهرهاي مرزي متصل مي‌سازند و به 3 نوع مشخص تقسيم مي‌‌شوند:
راههاي اصلي 4 خطه يا بزرگ راه: 562/1 کیلومتر؛ راههاي اصلي عريض دو خطه: 473/2 کیلومتر؛ راههاي اصلي معمولي يا سواره‌رو: 18.079 کیلومتر.
3. راههاي فرعي آسفالته، كه ارتباط مراكز جمعيت و توليد داخل يك منطقه را برقرار مي‌كند و جزئي از شبكه‌ي داخلي آن است و معمولاً به صورت دو طرفه عمل مي‌كند و خود به 3 قسمت عريض، درجه 1 و درجه 2 از لحاظ عرض و شانه‌دار بودن تقسيم مي‌‌شود. در سطح كشور به ترتيب 9.507 و 15.360 و 6.519 کیلومتر از آن وجود دارد.
4. راههاي روستايي، كه ارتباط مراكز توليد روستايي و اتصال آنها به راههاي فرعي داخلي كشور را برقرار مي‌نمايد. از اين نوع راهها در سطح كشور در 1375 ش بالغ بر 84.877 کیلومتر وجود داشته كه 22.586 کیلومتر آن آسفالته، و بقيه شوسه بوده است. از نظر وسايل نقليه گفتني است كه در 5 سال 1370 تا 1374 ش جمعاً 784.274 وسيله نقليه شماره‌گذاري شده است.
* منبع: گنجي، محمدحسن. ”مدخل ايران“. دايره المعارف بزرگ اسلامي. زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي. تهران: مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي، 1367-، جلد 10، ص 521 ـ 520

راه‌آهن
در اسفند 1317 خط آهن سرتاسري به طول 1.294 کیلومتر شروع به بهره‌برداري كرد و در نتيجه آن دو درياي شمال (بندرشاه سابق يا بندر تركمن) و جنوب (بندر شاهپور سابق يا بندر امام خميني) به يكديگر مرتبط گرديد. بلافاصله پس از پايان خط سرتاسري ساختمان 3 خط جانبي تهران، و مشهد، تهران – تبريز و خط كناره‌ي كوير از طريق قم – كاشان، يزد و كرمان آغاز شد و در نتيجه خط آهن تهران مشهد به طول 925 کیلومتر در 1336 ش، تهران – تبريز به طول 742 کیلومتر در 1337 ش پايان يافت. پس از آن اجراي طرح‌هاي توسعه شبكه راه آهن ايران روز به روز كامل‌تر شد؛ از جمله خطوطي كه از 1361 ش به شبكه افزوده شده است، مي‌توان از خط آهن برقي بافق بندر عباس به طول 700 کیلومتر، و خط مشهد – سرخس به طول 164 کیلومتر كه شبكه راه آهن ايران را از طريق تركمنستان به آسياي مركزي متصل مي‌سازد، نام برد.
نقش راه آهن در اقتصاد كشور و ارتباط نواحي كشاورزي و صنعتي و مراكز جمعيت به يكديگر و اتصال اين نواحي و مراكز به بنادر جنوب و شمال و شبكه‌هاي راه آهن كشورهاي همسايه مانند تركيه (از آنجا به اروپا) و آذربايجان و تركمنستان (و از آنجا به آسياي مركزي) حائز اهميت فراوان است.
* منبع: گنجي، محمدحسن. ”مدخل ايران“. دايره المعارف بزرگ اسلامي. زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي. تهران: مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي، 1367-، جلد 10، ص 521

راههاي آبي
حمل و نقل آبي ايران منحصر به درياهاي شمال و جنوب است كه در جنوب به اقيانوس‌ها و راههاي دريايي جهاني نيز راه پيدا مي‌كند و بنادر ساحلي خليج فارس و درياي عمان مانند بندر امام خميني، خارك، خرمشهر، آبادان، بوشهر، بندرعباس، و شهيد بهشتي (چاه بهار) مي‌توانند كالاهاي خود را به اقصي نقاط جهان حمل كنند.
از جمله اقدامات مؤثري كه به توسعه حمل و نقل دريايي كمك فراوان كرده، ايجاد شركتهاي كشتيراني شامل شركتهاي كشتيراني جمهوري اسلامي ايران، كشتيراني ايران و هند، كشتيراني والفجر 8 در جنوب و كشتيراني درياي خزر در شمال است. اين شركتها نقش قابل توجهي در تسهيل جريان كالاهاي تجاري و حمل و نقل بار و مسافر داشته‌اند.
* منبع: گنجي، محمدحسن. ”مدخل ايران“. دايره المعارف بزرگ اسلامي. زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي. تهران: مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي، 1367-، جلد 10، ص 521

راههاي هوايي
در ايران با اينكه اولين سرويس هوايي مسافربري دولتي در 1306ش با استفاده از هواپيماهاي يونكرس آلماني تاسيس گرديد. اما چندان پيشرفتي در استفاده از هواپيما به عنوان وسيله انتقال مسافر و كالا به عمل نيامد؛ تا اينكه در 1323 ش شركت هواپيمايي ملي ايران (هما) به وجود آمد و با 4 فروند هواپيماي موجود در كشور كه دو تاي آن به شركت ايران تور تعلق داشت، آغاز به كار كرد. در 1327 ش ايران عضويت ايكائو (سازمان بين‌المللي هواپيمايي كشوري) و پس از آن عضويت ياتا (سنديكاي بين‌المللي هواپيمايي) را پذيرفت. در 1328 ش قانون تاسيس اداره كل هواپيمايي كشور در داخل تشكيلات وزارت راه از تصويب گذشت. به موجب اين قانون وظايف عمده‌ي اين اداره كل ايجاد فرودگاهها در داخل كشور، تاسيس ايستگاه‌هاي هواشناسي، نظارت در فعاليت هواپيمايي كشوري، تربيت متخصص فني، تشويق صنايع مربوط به هواپيمايي، تهيه طرح موافقت نامه و قراردادهاي هواپيمايي با دول خارجه و شركت در كنفرانس‌ها و گردهمايي‌هاي بين‌المللي مربوط به هواپيمايي بود. در سال‌هاي پيش از انقلاب در داخل كشور جمعاً 26 فرودگاه فعال بودند كه از ميان آنها مهرآباد (تهران) و آبادان و شيراز بين‌المللي بودند. در 1375ش شمار فرودگاه به حدود دو برابر سالهاي قبل از انقلاب اسلامي، يعني به رقم 50 رسيد كه از اين شمار 8 فرودگاه در جزاير خليج فارس قرار داشتند.

* منبع: گنجي، محمدحسن. ”مدخل ايران“. دايره المعارف بزرگ اسلامي. زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي. تهران: مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي، 1367-، جلد 10، ص 521